تبليغاتX
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ...


روز جمعه
رو به قبله
دست به سينه
بر سر پا
كمترين هديه از ما
ياد مولا

 

لحظه ي ديدار نزديک است

باز من ديوانه ام ، مستم

باز مي لرزد ، دلم ، دستم

باز گويي در جهان ديگري هستم

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را ، تيغ

هاي ، نپريشي صفاي زلفکم را ، دست

و آبرويم را نريزي ، دل

اي نخورده مست

لحظه ي ديدار نزديک است

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 13:45 توسط عبدالحسینی |

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان