تبليغاتX
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ...

سلام
اين جمعه هم گذشت و نيومد.
نمي دونم چه جوري شروع کنم اصلا نميدونم واسه چي اين پست ميزنم. خواستم يکم در مورد خودمو اين وبلاگ يه توضيحي بدم .
من عبدالحسيني متولد خرداد از مشهد هستم. رشتم رياضي ميرم پيش دانشگاهي از خصوصيتهاي برجستمم شوخ طبعيه (البته در وصفم اين چنين گفته اند)...
اولش فقط واسه شرکت تو يه جشنواره اين وبلاگ رو درست کردمو قالبشو طراحي کردم (حالا انگاري خيلي هم موفق بودم)ولي همين جور که دنبال مطلب براي وبلاگم بودم با چيزايه جالبي اشنا شدم مثلا کتاباي مختلف و سايتهاي مختلف مهم ترينشون سايت تبيان بودم تقريبا يه سال بود که ديگه نه به اين وبلاگم سر ميزدم نه به وبلاگ اصليم همش تو همين سايت تبيان بودم خيلي چيزا ازش ياد گرفتم مخصوصا از قسمت مشاورش . اونجا بود که فهميدم چندسالي هست که به يه گناه خيلي بزرگ دست زدمو تو اين چند سال همش خودمو گول ميزدم .البته وقتي رفتم تو قسمت مشاوره ديدم خيلي ها مثل من به اين کار دست زدن اولش خوشحال شدم چون ديدم من تنها نيستم ولي يهو ياد اون حديثي اوفتادم که ميگفت بزرگترين گناه کوچک شمردن گناه هست... خلاصه الان ميتونم با افتخار بگم که تو اين يکسال حداقل يه بار از دوشم برداشته شد(قبلا بعضي موقع ها به خدا ميگفتم خدايا من که گناهام روز به روز زياد ميشه چرا ميزاري تو اين دنيا باشم ولي الان از خدا ميخوام که بهم بشتر فرصت بده تا جايي که ...!). از خدا ميخوام که کمکم کنه که بتونم ...امشبه که شب اول قدر ميخوام تلاشمو بکنم تا حداقل يکي ازون فرشته ها که در اين شبها ميان پايينو بگيرمو تا سال بعد نگهش دارم (اگه بتونم...؟)
خلاصه ميخواستم بگم که در اين دنيايه مجازي چيزياي خوبي واسه استفاده در دنياي واقعي هست .ميخوام يه کاري تو وبلاگم بکنم البته تا به عرصه عمل برسه زياد طول ميکشه (يعني خبري در راه است...)   راستي ميخوام يه  پست کوچولو بزنومو در مورد قلب وبلاگم توضيح بدم اخه اين قالب جديد بايد روش فکر کنيد تا بفهميد من چي ميخوام بگم(هه هه هيجاني شد قضيه..)
خوب ديگه تا پست بعدي البته شايد رفتمو تو راه به يه چيز ديگه برخورد کردم
29شهريور 87

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:12 توسط عبدالحسینی |

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان